محل تبلیغات شما



میراثی به جا مانده از نیاکان در وجود ما در هر لحظه خودنمایی میکند و آن تسلط بر نادیده ها و ناگفته هایی خواهدبود که توان درک و فهمش را نخواهیم داشت دانه ای افتاده و در هر راستایی شروع به رشددر مسیری نامشخص زمانی سراسر وجودمان را خواهد گرفت که توان بازگویی را نخواهیم داشت. چیزی که احساس میکنیم ولی خارج از قوه ادراک ماست. خطوطی نا میزان با همدیگر برخورد خواهد کرد و گنگ و مبهوت به یاد خاطراتی ثبت نشده خواهی افتاد. مدت زمانی نا معلوم به  عقب  بازخواهی گشت.

گاهی احساس میکنیم فضایی که در آن حضور داریم سنگین شده. احساس سردرد و گیجی و شلوغی همگی متاثر از احساسی مبهم ( غم، شادی، نفرت، پوچی و .) سراسر وجودمان را در بر میگیرد.  یون هایی در فضای اطراف ما توسط افرادی دیگر آزاد شده و پدیدار و قابل دیدن و آزمایش نیست. اما انرژی آزاد شده درفضا معلق مانده که در اثر مواجهه با آن در ما نمود پیدا خواهد کرد. اینها همان امواجی است که در لحظه خواب، تاثیر بیشتری بر ما خواهد گذاشت. اتفاقاتی که هرگز برای ما پیش نیامده ولی در زمان خواب به سراغمان می آید.  


ما رهروان گوسفندان هستیم با هر چرخشی به سمتی میدویم که گله حضور دارد. ادعایی برای تفاوت با دیگرانی داریم که حسادتمان را منکر می شود. روشنفکر آواره، زمانی خواهی فهمید که تو همان چیزی هستی که بقیه هستند. منیت خودت را انکار کن تو تافته ای بودی که جدا بافته شده ای تو از مادر زاییده نشدی و خودت نیستی.

بغض و کینه ات را انکار کن تو بیشتر خواهی فهمید. دیگرانی مثل خودت اپیدمی به نام خودپسندی را به وجود بیاور تا آنان نیز منکر خودت شوند% 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

دانلود رایگان آهنگ